خرید بک لینک
بلاخره رویا دیدم....

البته بگذریم از خواب عصر بودنشو مریضی من

چقد همه چیز خوب بود

خوابم رفتن نداشت

برگشتن داشت

ابشار داشت

ابشار مخفی داشت

خونه نو داشت

گرچه کوچیک

خونه نو مشترک

خونه تاب داشت

همسایه خوب و دوست داشتنی داشت

تو داشت

تو داشت

تو داشت

تو داشت

تو داشت

اینبار که خواستم بخوابم کمی بیشتر عطر میزنم...کمی ارایش میکنم....موهایم را مدل میدهم....بهترین لباسم را میپوشم....

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 8:36

هفته لعنتی ینی خدا اگه بخواد از میکروب هم سبب میسازه که اونی بشه که باس باشه...خداروشکر شنبه که رفتم به یاری شیگلا جان یکشنبه برگشتم....اصلا درستشم همینه...اونجا میبودم همه رو دق میدادم...گرچه کلا این هفته لعنتی واسه این خونواده اومد نداره...دختر خاله مامان تصادف میکنه...سه روز بعدش مشکلات رحمشو تشخ

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 8:36

واسه رفقای کنکوریم یه لحظه یادم به پارسال افتاد...و کل طول تابستون....یکم که فکر میکنم میبینم چقد دور م کنکوریه...سارا خودمون...سارا همکلاسیم تو یونی...سحر دختر خالم...فایزه...مهسا...نجفیان که خب اصلا خبری ازش ندارم...برادر ان گرامی که این ترم سر کلاس ها نیستن درعلی و کاووی .....گویا احمدیان ...خلاص

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 8:36

درستش همین بود که دوربین های عکاسی فیلم بخورد...از این فیلم های قهوه ای روشن...که بویش دیوانه ات میکند...بعد که بخواهی عکس هایت راهمه جا داشته باشی بایدالبوم هایت را به دوش بکشی...تا ببیند چقدر زندگی کرده ای...اصلا اینطوری همه ادم های دور و برت میفهمیدند چه حجم خاطره سازی کرده ای... حسن دیگر ان دورب

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 8:36

ساعت پنج و نیم برسی خوابگاه بعد یه روز اعصاب خوردکن...بشینی پای میکروب و انتی بیوتیکا...بعد کلی زور زدن و مقابله با کلی حس خستگی درسو بفهمی...بعد یکی بیاد رو مخت بگه فلانیمون ده روز رفت تو کما و بعد امروز با اینکه گفتن حالش خوبه رفت...چطور میتونی از خاطراتت بیای بیرون؟؟؟

labkhandeh | 22:13 | سه شنبه دوم خرداد ۱۳۹۶

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 8:36

خوش امد گویی امتحانات اومممم.یهو دلم خواست بیام بنویسم....از شنبه دیگه امتحانات شروع میشه اولیش که بیوشیمیه...چربی هاشو تاحالا نخوندم...ایشالا میرسم از چارشنبه...اما تا چارشنبه قرار برد هم جانوری بخونم هم نقاشیاشو بکشم هم میکروب بخونم هم شیمی...اما الان حس میکنم یا جانوری یا میکروب یا جفتشونو گند می

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 8:36

جییییییغ....جانوری یه جلسه دیگش مونده...درسته جلسه سنگینیه ولی میرسم ان شا الله....شاید هر درسیمو که خوندم بیام اینجا گزارش بدم....نمدونم....فعلا که جییییییییغ....هورااااااا...قول اول تقریبا زمین خورد

labkhandeh | 5:46 | سه شنبه شانزدهم خرداد ۱۳۹۶

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 8:36

اینم از بیوشیمی....ان شا الله یکی از نمرات خوبم میشه

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 8:36

ازمایشگاه شیمی

ازمایشگاه رو هم خوندم....نه با کیفیت قبل.....انا خوب بود..،، قراره باز دور بزنم....ان شالله که خدا کمک میکنه

labkhandeh | 6:40 | یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 8:36

و مرا اندیشه پاس نشدن اندیشه خواهد کشت......

چرا واقعا..،چرا حس میکنم گند خواهم زد...پیلیز دعا کنید فورمی

برچسب: نویسنده: ساحل مرادی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 8:36

صفحه بندی